چگونه رابطه بهتری با جنس مخالف داشته باشیم






چگونه رابطه بهتری با جنس مخالف داشته باشیم

چگونه رابطه بهتری با جنس مخالف داشته باشیم

<<< مطالب کامل را اینجا مطالعه کنید >>>

اشتیاق داشتن نسبت به خانوما
نویسنده - ساعت ٧:٢۱ ‎ب.ظ روز ٢۸ آبان ۱۳۸۸
 

این داستان واقعی در ادامه "حرکت به سوی زیبایی" که دو قسمت بود هستش

من سامان رو تا دو سال بعد ندیدمش. گهگاه با تلفن صحبت میکردیم یا ایمیل میزدیم.
ولی از اونجاییکه اون تو یه کشور دیگه بود سخت بود که همدیگرو ببینیم.

وقتی گفتش دارم میام شهرتون منم از خدا خواسته یه قرار ملاقاتی ترتیب دادم :D.
من تغییرات زیادی از کسی داشتم که برای اولین بار با اون ملاقات داشتم. من به موفقیت های زیادی تو زندگیم در این مدت رسیده بودم  که میخواستم اونا رو به دوستم (و در واقع به مربیم) نشون بدم.
وقتی سامان رسید اونو به یه رستوران محلی بردم. اسمش اتاق رنگین کمان بود. جای خوب و دنجی بود. دیوارش تماما با تصاویر دستنوشته های ستاره های موسیقی پر شده بود. چراغهای نورانی با رنگهای مختلف هم به چشم میخورد.
اون واقعا رستوران خودمونی و جالبی بود و من میخواستم تجربه خوبی رو به سامان بدم.


 

ادامه مطلب...

comment نظرات ()
 
تو راه
نویسنده - ساعت ۱٠:٠٤ ‎ب.ظ روز ٢٢ آبان ۱۳۸۸
 

داشتم فکر میکردم به اینکه بعضیا چقدر زود همه چیز یادشون میره که یکی، یه روزی خیلی دوستش داشته

و چقدر آسون فکر میکنه که طرفش باید از یادش بره همه چیز رو، همونطور که اون این کارو کرده..

پس تکلیف یکی بودن چی میشه ؟

یعنی ماها اینقد به هوس اهمیت میدیم ؟

که مهم نیست طرفمون کی باشه ؟ این یا اون ؟؟!!

تاسف میخورم از این بابت


 


comment نظرات ()
 
بد
نویسنده - ساعت ٩:٢٢ ‎ب.ظ روز ٢٢ آبان ۱۳۸۸
 

امشب خیلی بده. یعنی خیلی بد داره میگذره
نمیدونم چرا اینقد داغونم
..
دیگه خستم از حرف زدن.
از این همه حرف زدن
شکایت کردن
.


 


comment نظرات ()
 
موجودات عجیب و استثنایی
نویسنده - ساعت ٧:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱٤ آبان ۱۳۸۸
 

به زودی در مورد عجیب و عجیب و عجیب تر بودن خانوما بیشتر صحبت می کنیم و تکنیک های فوق العاده تری رو ارائه می کنیم.

 


 


comment نظرات ()
 
عزیز قدیمی
نویسنده - ساعت ۱٠:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱٠ آبان ۱۳۸۸
 

به یاد عزیز قدیمی که هیشکی نتونست جاشو بگیره
بعضی وقتا فکر میکنم که این فکرا خیلی الکیه !
یعنی چی هیشک....

خوب هر کسی میتونه جای اون باشه
هر دو نفری میتونن برای هم عزیز باشن

بعضی وقتا هم یادم میافته که خیلی دوسش داشتم
خیلی حس خوبی بود و نمیتونم کسی رو جای اون، یا مثل اون تصور کنم.

 

خوب به هر حال دو نوع فکره و فعلا در موردش قضاوت نمیکنم
دورانی بود و گذشت. خیلی هم بهم صدمه زد، غمگینم کرد، فکرشو نمیکردم اینجوری شه و از این جور حرفا

خیلی وقته که گذشته و من هنوزم به اون قضیه فکر میکنم !

البته خوشحالم که فکر میکنم. به نظرم فکر کردن خوبه، البته به شرطی که به جاهای بدی کشیده نشه. خوبه ...


 


comment نظرات ()