چگونه رابطه بهتری با جنس مخالف داشته باشیم






چگونه رابطه بهتری با جنس مخالف داشته باشیم

چگونه رابطه بهتری با جنس مخالف داشته باشیم

<<< مطالب کامل را اینجا مطالعه کنید >>>

نکات کلیدی و زیرکانه در برخورد با جنس مخالف
نویسنده - ساعت ۱٢:٤٠ ‎ق.ظ روز ٢۸ مهر ۱۳۸۸
 

البته این نکات روی هر مخاطبی تاثیر میگذاره چه برسه ...

حرکات حاکی از بی قراری بروز ندهید

در برخورد با دیگران ، اگر می خواهید مورد اعتماد واقع شوید ، همه حرکات ناشیانه و غیر ضروری خود را سرکوب کنید . حرکات حاکی از بی قراری این احساس را درمخاطب شما ایجاد می کند ، که در جایی ، مرتکب اشتباه شده اید یا دروغ می گویید .

وقتی با کسی صحبت می کنید به خارش بینی تان که می خارد ، وزوز گوش تان که صدا میکند یا درد پای تان ، توجهی نکنید . وول نزنید ، به خود نپیچید ، و یا جایی از بدن تان را نخارائید . از همه مهم تر این که دست های خود را از صورت تان دور نگاه دارید . حرکات دست در نزدیکی صورت و حرکاتی از این قبیل موجب می شود شنونده در صحت حرف های شما تردید کند. بیشتر به خودتون توجه کنید. و تمرین کنید.

همه چیز را قبلاً تجربه کنید
کارشناسان معتقدند اگر قبل از انجام کاری ، رفتار خود را در ذهن مجسم کنیم ، صداها را در ذهن خود بشنویم و نوع حرکات را مرور کنیم ، می توانیم آن فعالیت را بسیار مؤثرتر انجام دهیم . استفاده از قوه تخیل و تجسم در کارها ، در انجام هر عملی مؤثر خواهد بود ، از جمله در حرفه های ارتباطی . به این روش تجسمی که در انجام همه فعالیت ها مؤثر است ، توجه کنید . این روش را قبل از رقتن به مهمانی ها ، سمینارها یا جلسات مهم به کار ببندید . همه آنچه را که قرار است ، اتفاق بیفتد قبلاًَ در ذهن خود مجسم کنید .

خود را به جای فرد برتری که مورد پسند شماست ، قرار دهید و مثل او بودن را تمرین کنید . خود را درحالی مجسم کنید که با همه دست می دهید ، لبخند مؤثر و خوشایندی بر لب دارید ، و از عملکرد چشمان گیرا یا زبان نگاه استفاده می کنید . صدای خود را بشنوید که به راحتی با همه گپ می زنید . از برتری و در اوج قرار گرفتن تان و این که دیگران را مجذوب خود کرده اید ، لذت می برید .

خود را به صورت همان فرد برتری که مورد قبول تان است ، مجسم کنید . خواهید دید که همه چیز خودبه خود و همان طور که می خواهید پیش می رود .

صدای گرم و دلنشین

لزومی نداره که حتما صدای ذاتی خوبی داشته باشین. حرف زدن ما میتونه کاملا  گرم و دلنشین باشه اگه روی نحوه صحبت کردن و تن صدا کار کنیم. و مطمئن باشین از جمله تاثیر گذارترین عوامل هستش.

احتمالا تا حالا زیاد شده که بزنین زیر آواز و بگین اجب صدایی دارما از فلان خواننده هم بهتره ها !

بد نیست صداتون رو ضبط کنین و خوب بهش گوش کنین و اونوقت ببینین واقعا خوبه یا نه ! خوب نکات زیادی رو متوجه میشین از جمله قدرت صدا، تن صدا و شمرده ادا کردن کلمات و ... اونوقت نمره بدین به خودتون. و در ضمن میتونین روی نقاط ضعف هم کار کنین.


 


comment نظرات ()
 
اولین قرار ملاقات و انتظار خانومها
نویسنده - ساعت ۱:۱۱ ‎ق.ظ روز ٢٦ مهر ۱۳۸۸
 

اولیـن قـرار همـیشه خـیـلی مـهـم بـوده اســت. یک خانم دوسـت دارد مـردی کـه با او قرار دارد فقط در مورد آن شب فکر نکرده باشد، بلکه خود را برای آن آماده نیز کرده باشد.اجـازه بدهید بـرایـتان بگویم که او آن شب چه انتظاراتی ازشما دارد و می خواهد شما چگونه ظاهر شوید.

١- عادی نباشید
اگـر بـا روی بـاز و لبـخندی بر لب با او برخورد کنید، مطمئن بـاشـیـد کـه پـاسـخ گـرمـی خـواهـیــد گرفت. اما چرا کمی مـتــفاوت نبوده و برخورد اولتان را جالب تر نـمیکـنیـد؟ اگــرانــدکی از علائق او آگاهی دارید، از آن استفاده کنید. مثلااگر از رنگ بنفش خوشش می آیــد، در اولین قرارتان به اوگل بنفش هدیه کنید و اگر هم چیزی در موردش نمیدانید از تخیلتان در این زمینه کمک بگیرید.

اگر فردی سرزنده و اهل تفریح و بازی است احتمالاً از یک بسته آبنبات بسیار لذت خواهد برد. یا اگر فرد جدی تری است، ممکن است نسخه ای از کتاب مورد علاقه تان خوشحالش کند. خلاقیت رمز این کار است. اگر متوجه شود که شما نمی خواستید فقط برایش چیزی خریده باشید، بلکه وقتی آن چیز را انتخاب می کرده اید به فکر او نیز بوده اید، بسیار خوشحال خواهد شد.

٢- مودب باشید، نه گستاخ
ممکن است به شما نگوید که مهمترین مسئله برای او داشتن اتیکت است. اما مطمئن باشید که به کارهایی که می کنید و حتی کارهایی که نمی کنید بسیار دقت دارد. این جزئیات کار است که مهم است، مثل غذا خوردن با دهان بسته.

در را برای او باز کنید. اما اگر اصرار داشت که خود این کار را بکند شما نیز پافشاری نکنید. اصل دیگری که باید به یاد داشته باشید این است که از تعریف کردن هر داستانی که موضوعات بد و تهوع آوری داشته باشد (هر چقدر هم که جالب و خنده دار باشد) بپرهیزید زیرا پایانی برای دوستیتان خواهد بود.

٣- تحسینش کنید
بسیاری از مردها فراموش می کنند که از ظاهر خانمی که با او قرار دارند تعریف و تمجید کنند. احتمالاً چیزی در لباس پوشیدنش، مدل موهایش یا بوی عطرش هست که شما خوشتان بیاید. مطمئن باشید که او وقت زیادی را صرف آماده کردن خود برای آن شب کرده است، و اینکه شما این تلاشش را بفهمید بسیار مهم است.

۴- در مورد او کنجکاو باشید
عصبی هستید و سعی می کنید که مطمئن شوید که آیا از شما خوشش آمده است یا خیر. به همین دلیل پیوسته مشغول صحبت کردن در مورد خودتان و کارهایی که کرده اید می شوید، تا جایی که فراموش می کنید که کمی هم در مورد او و علائقش بپرسید. ممکن است هدفتان ادامه پیدا کردن گفتگو باشد، اما یک سخنرانی یک طرفه باعث ایجاد سردی و ناراحتی می شود. پس از او هم بخواهید در مورد خودش صحبت کند. اما دقت کنید که اینجا هم افراط نکرده و آن را به یک مصاحبه تبدیل نکنید.

۵- محکم و قاطع باشید، اما نه پرخاشگر
خیلی مهم است که اعتماد به نفستان را به او نشان دهید، اما این هم مهم است که به مرز بین قاطعیت و اعتماد به نفس با پرخاشگری دقت کنید. زمای که با گارسن صحبت می کنید، او انتظار دارد که مودب و فروتن باشید نه بد خلق و سرکش. اگر آن چه را که سفارش داده اید اشتباهاً آماده کرده اند، آن را به گارسن اطلاع دهید اما صدایتان را بلند نکنید و آن را پس نفرستید. با لبخندی مودبانه و کمی جرات و جسارت اعلام کنید گه سفارشتان درست آماده نشده است و این میتواند لحظه ای بسیار مناسب برای نشان دادن تمایلتان به بخشش باشد. همچنین اگر فیلمی که هر در دوست داشتید تماشا کنید، از روی پرده برداشته شده باشد، با روی باز این مسئله را بپذیرید و عصبانی نشوید.

۶- همیشه نقشه ای از قبل تعیین شده در ذهن داشته باشید
اگر تمام طرح ها و نقشه هایتان برای آن شب در آخرین لحظه به هم خورد، آرامش خود را حفظ کنید. همیشه می توانید روی طرح دومتان حساب کنید تا آن چه را که از آن شب باقی مانده است را به بهترین وجه ممکن بگذرانید. طرف مقابلتان احتمالاً تحت تاثیر این خلاقیت شما قرار خواهد گرفت. لازم نیست که حتماً طرح های عجیب و غریبی در ذهن داشته باشید، فقط کافی است چند ایده دیگر هم به جز برنامه اصلیتان در ذهن شما باشد تا اگر نقشه هایتان برای آن شب درست از آب در نیامد از آن ها استفاده کنید. از اسکی روی یخ گرفته تا رقص و نوشیدن قهوه، همه می تواند در این زمینه کمک کننده باشد.

٧- با احساسی فوق العاده او را ترک کنید
آن شب رو به پایان است. زمانش رسیده است که دیگر هر چه در چنته دارید بیرون بریزید تا تحت تاثیر شما باقی بماند. باید او را با احساسی ماندنی ترک کنید که همیشه با خود بگوید که چه زمان فوق العاده ای را با شما گذرانده است و یا چه خوش شانس بوده که توانسته ساعاتی را با شما بگذراند. او را تا دم در منزلش همراهی کنید. به هر حال اگر بدانید که با چه جمله ای آن شب را به پایان برسانید، احتمالاً همیشه در ذهن او خواهید ماند و ممکن است حتی بخواهد که بعد ها باز با شما ملاقات داشته باشد.


 


comment نظرات ()
 
حرکت به سوی زیبایی - قسمت دوم(نهایی)
نویسنده - ساعت ۱٢:۱۱ ‎ق.ظ روز ٢٤ مهر ۱۳۸۸
 

قسمت اول رو حتما بخونین

... ادامه ...

منظورت چیه ؟
گفت : اونجا رو ببین.

(به دوتا غرفه اونور تر اشاره کرد. دو تا دختر نشسته بودن آروم و ریلکس و داشتن همبرگر میخوردن.
یکیشون خوشگل و سفید بود یا موهای تقریبا بلوند. اون یکی قیافه معمولی، یکم چاق با موهای مشکی.)

گفت : با توجه به اون چیزی که گفتی حالا کدومشون رو انتخاب میکنی ؟
خوب اونیکه جذاب تره.
گفت : درسته چون داری از ظاهرشون قضاوت میکنی. این اون روشیه که پسرا از روی اون در مورد زیبایی قضاوت میکنن. اما این کاری نیست که من میکنم !
یعنی تو میگی میری دنبال اون چاقه ؟
خندید : من اینو نگفتم. این اون چیزیه که ما پسرا از روش فکر میکنیم زیباست. اما روشی که من در مورد زیبایی فکر میکنم به اون چیزی که دخترا فکر میکنن نزدیکتره.
خوب اونا چه جوری فکر میکنن ؟
زنها موجودات احساستی هستند. اونا تعریف زیبایی رو میگذارن بر اساس حسی که دارند وقتی کنار کسی هستند. اگه یه پسری بتونه کاری کنه که دختره حس کنه خودش(یعنی خود دختره) شاد، جذاب و دلربا و ... هست، اونو زیبا میبیننش.
خیلی ساده پسره رو جذاب میبیننش چون کاری میکنه که اون دختره حس خوبی داشته باشه.

وقتی دختری یه پسره خوش قیافه رو میبینه، اون قیافه باعث میشه دختره حس خوبی داشته باشه. پس جذبش میشه. ولی اثر قیافه بعد از چند دقیقه از بین میره. و اگه بعدش پسره کاری برای نگهداشتن این احساس خوب رو نکنه، جذابیت خیلی زود از بین میره.
عکسش هم درسته یعنی اگه ظاهر درست و حسابی نداشته باشی خوب جذبت نمیشه ولی اگه سعی کنی مثلا اونو بخندونیش و احساس خوبی رو بهش بدی، اینجاس که اثر قیافه و ظاهر از بین میره و اون جذبت میشه برای اینکه اونو وادار کردی حس خوبی نسبت به خودش داشته باشه. این همون روشیه که در مورد دخترا قضاوت میکنم.

گفتم : بر مبنای همون روشی که باعث میشن تو چه حسی نسبت به خودت داشته باشی  ؟

کوبید رو میز : آفرین. همینه ! ظاهر و قیافه خوب یه چیز رایج هستش. زیاد پیدا میشه. ولی زیبایی نه ! زیبایی خاصیت آهن ربایی داره. مثل یه شعله میمونه که پروانه و سایر حشرات رو دور خودش جلب میکنه.
آدمی که زیباست اونیه که اصلا خسته نمیشین از در کنارش بودن. و اگر دختره شما رو زیبا ببینه اینجاس که عشق وارد صحنه میشه... نیشخند

یعنی به همین سادگی ؟

گفت : چرا سختش میکنی ؟؟ دنبال یه چیزی داری میگردی که نیستش. داری یه چیز آسون رو سختش میکنی چون نمیخوای باور کنی که جذابیت، عشق، و زنها چیزای اینقدر ساده ای برای فهمیدن هستند!! من اینجوری زندگی میکنم. به سمت زیبایی میرم و از چیزایی که زیبا نیستند دوری میکنم.

همش همینه ؟

گفت : آره. همش همینه.

اما چجوری کار میکنه ؟!
ما میدونیم که دخترا جذب زیبایی میشن. خوب اگه ما دور برمون رو با زیبایی احاطه کنیم چی جذب میکنیم ؟
دخترا رو ...
گفت : و پول، خوشحالی، دوستای خوب، یه خانواده خوب و همه چیزای خوب دیگه.
هرچه چیزای مثبت بیشتری جمع کنین دورتون، چیزای بیشتری هم جذب خواهند شد.

گفت: من دخترا انتخاب نمیکنم بلکه اجازه میدم اونا منو انتخاب کنن !!!
وقتی یکیشون رو میبینم که جذابه به طرفش کشیده میشم و سعی میکنم زیباییم رو باهاش به اشتراک بگذارم. اگه اون قبولشون کنه، اونم زیباییهاشو به اشتراک میذاره. من یه حس خوب بهش دادم، اونم به من داد، یه جذابیت (بدون اینکه حواسمون باشه) به وجود اومد و از با هم بودن خوشحالیم.

یه جمله مشابه این فلسفه آقا سامان هست که میگه : "دنیا اون چیزی رو که میخواین بهتون میده، شما فقط باید اون رو بخواین و آماده دریافت اون باشین"

سامان از آدمای مغرور و خودمحور و منفی دوری میکرد و به سمت کسایی میرفت که مثبت بودند، ،بیغل و غش و دارای دست دهنده.

و برای کسانی مثل من و شماها که میخوایم زندگی بسیار شاد و تکمیلی داشته باشیم فلسفه آقا سامان میگه :
"به سمت زیبایی حرکت کن و از چیزی که زیبا نیست دوری کن."
این رمز واقعی جذاب بودنه.
اینجا جاییه که دخترا شروع به نزدیک شدن به شما میکنن.
آدمای مثبت همه رو به سمت خودشون جذب میکنن.
این یه سیستم کامل و زیرکانست در عین سادگیش.


 


comment نظرات ()
 
در مورد جلب نظر : حرکت به سوی زیبایی
نویسنده - ساعت ٧:۱٥ ‎ب.ظ روز ٢۳ مهر ۱۳۸۸
 

در تمام مواردی که ارزش یادگیری بالایی دارند بهتره که حتما از یک مربی و یا یک الگو استفاده کنیم.

یه داستان واقعی میگم. تهش رو حتما با دقت بیشتری بخونین.


در تمام این مدت آزمایش و خطای زیادی داشتم تا اونی که میخواستم رو پیدا کردم. کسی که میدونست چیکار داره میکنه. کسی که اشراف کامل داشت رو حرفاش و کاراش.
یکی از اونا "سامان" بود. (این اسم در اینجا به جای اسم اصلی انتخاب شده)

سامان موسس یه شرکت نسبتا بزرگ بود. ازون مردای مورد پسند زنها بود که میتونین تصور کنین تو این رمانهای عشق و عاشقی چرند از تو قفسه کتابا میتونین پیدا کنین.
وقتی اونو ملاقات کردم در اوایل 30 سالگی بود. خوش قیافه مثل یه مدل، با موهای مشکی پر پشت، خوش خنده و با چشمای مهربون.
منو دوستای دیگه شوخیهایی هم باهاش میکردیم که تو چهرت ما رو هم مجذوب میکنه جه برسه به اونا !!
خوب. چیز عجیبی نبود اگه میدیدیم که دخترا مجذوب یه همچین پسری میشدند. اگرچه مسائل دیگری هم در رابطه با اون علاوه بر قیافش وجود داشت.
اگه همه چیزی که اون داشت همین قیافش بود، واسه منی که بد قیافم معنی نداشت که بخوام از اون چیزی یاد بگیرم.
خوب من قبلا پسرای خوش تیپی رو دیده بودم که تو دوست شدن با یه دختر مشکل داشتند، حتی بد تر از خودم!! به هر حال این پسره حرفایی واسه گفتن داشت.
باورتون نمیشه وقتی برای اولین بار اونو دیدم 6 تا دوست دختر داشت !!!
آره 6 !!!
همه شش تاشون هم براش میمردن. تر و تمیز !
همشون هم از وجود هم دیگه خبر داشتند. واسه خودش یه حرم درست کرده بود !
یه بار عکس تولدش رو بهم نشون داد که دخترا براش ترتیب داده بودن. اونجا هم مشغول درست کردن کیک و بادکنک و فرفره و از اینجور چیزا بودن.
یه چیزی تو مایه های سورئال (یا فراواقعیت) بود که مردایی دارن زندگی میکنن با این وضع، اون وقت ما ... !!
بیشتر بچه ها میگفتن این برای اون با همچین قیافه ای طبیعیه. منم اگه این شکلی بودم الان 6 تاشو داشتم !
من از سامان خاستم که رازش رو بهم بگه، چون میدونستم قضیه به همین سادگیا نبود. ولی اونم به همین سادگی چیزی نگفت که مثلا "به دختره بگو .. تا اونم بهت بگه .. و OK شه ..."
تاکتیکش بیشتر فلسفی بود و خیلی زیرکانه !
من تونستم تو یه سمینار آموزشی که هر دومون شرکت داشتیم گیرش بیارم. بعد از سمینار کنار یکی از غذا خوریها گیرش آوردم (تقریبا سلف سرویس بود).
خلاصه سر حرفو باز کردم :
"میشه یه سوال بپرسم؟"
"فکر میکنی چقدر از موفقیتت مربوط به قیافت هستش ؟ و چقدر به بقیش ؟"
گفت "میدونی چند دفعه این سوالو ازم پرسیدن ؟ ..."
میدونم ولی میخوام بدونم. بعضی وقتا فکر میکنم باید یه قیافه ای تو مایه های برد پیت باشم تا بتونم دخترا رو به خودم جلب کنم.
گفت " میدونی برد پیت قبل از اینکه بازیگر شه جلو یه رستوران کارای تبیغاتی میکرده ؟ و به گفته خودش اون موقعها شدیدن با دخترا و دوست شدن باهاشون مشکل داشته ؟؟!!"
اما اون ... ؟؟
گفت " این اون چیزیه که در مورد ظاهر از من پرسیدی. اما به این معنی نیست که زیبایی نقشی بازی نمیکنه !


 


comment نظرات ()
 
یه نکته
نویسنده - ساعت ۱٠:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۸ مهر ۱۳۸۸
 

لطفا از پایین بلاگ به بالا بخونین چشمک (از قدیمی ترین موضوع)

چون یکم ترتیبش حفظ شه بهتره


 


comment نظرات ()
 
نشان دادن یا ندادن علاقه ! فعلا مساله اینست
نویسنده - ساعت ۱٢:٥٤ ‎ق.ظ روز ٥ مهر ۱۳۸۸
 

یه نکته ظریف در راستای حرفای قبلی
علاقه و میل و رغبت
خیلی آدما نسبت به علایقشون خیلی شفاف عمل میکنن. یعنی هر چی حس دارن میریزن بیرون !
تا حالا کسی رو دیدین یا ازش شنیدین که در مورد عشقش صحبت می کنه ؟
همچین که داره در موردش صحبت میکنه، چشماش گشاد تر میشه، سریعتر صحبت میکنه، خیلی پر انرژی تر میشه وقتی یاد خصایص اخلاقی عشقش میفته مثل ...

خوب در واقع این همون چیزیه که ما میخایم در بارش صحبت کنیم : میل و علاقه و یا رغبت.

در مقام یک بشر، ما به طور ذاتی این غریزه رو داریم که وقتی کسی به ما علاقه مند میشه میتونیم تشخیصش بدیم.
این به خاطر اینه که ما به طور ناخودآگاه یک سری از خصیصه های رفتاری و ظاهری (هر چند ظریف) رو تشخیص میدیم که نشون میده طرف به یه چیزی از رفتار یا قیافه یا ... ما علاقمند شده.
این سیگنال ها از طرف دو جنس مخالف بسیار بهتر جذب میشه.
خانوما این سیگنالها رو از مردهای بیشماری دریافت کرده اند و ازین رو خیلی ظریف و تیز و زیرک هستند تو دریافت و تشخیص این سیگنال ها.


میشه بهشون گفت سیگنالهای تلگرافی !
باید بگیم که وقتی برای اولین بار به خانومی نزدیک میشین این سیگنالهای تلگرافی اصلا چیز خوبی نیستن !!!

خوب واضحا وقتی مردی به یه خانومی نزدیک میشه، دختر خانومه میدونه قضیه چیه !
بیشتر خانوما تو این زمینه خیلی زیرک و باهوش هستن !!
پس با استفاده از این سیگنالهای تلگرافی که گفته شد وقتی بهش نزدیک میشین خیلی راحت میفهمه داستان چیه و این قضیه اون دختر خانوم رو در یک حفاظی قرار میده (احساس راحتی نمیکنه، با خودش میگه اینم یکی مثل بقیه اون آدمای قبلی و ...)
در اساس کار هر گونه سیگنال نا بجای اولیه اثر بدی میگذاره و کار رو سخت تر میکنه.

راهکارش چیه ؟
وقتی شما برای اولین بار شروع به کار میکنین باید کمترین علائم از علاقه رو در خودتون نشون بدین.

چه جوری ؟
از طریق بی علاقگی فعال !!!! (چی شد ؟! همون Active DisInterest)

خلاصه غیر فعالش اینه که ...
مثالی میزنم که زیاد برامون پیش میاد (احتمالا)
یه پسری یکی رو میبینه و ازش خوشش میاد .. میره بهش نزدیک بشه اما روش نمیشه یا فعلا جاش نیست .
میره نزدیکش. سرشو به کارای خودش گرم میکنه و یه نیم نگاهی هم به دختره میکنه.
سعی میکنه جلب توجه کنه. کارایی از خودش بروز میده که بگه من ...
امیدواره که دختره نظرش جلب شه، بیاد جلو و یا یه کاری بکنه بالاخره !!!
چقدر موفقه ؟؟؟ میشه گفت خیلی کم ! اگه نگیم اصلا.
-یعنی خیلی سعی کردی بی علاقگی رو نشون بدی در عین حال کاری هم نکردی که این بی علاقگی رو نشون بده بهش.

حالا فعلالش اینه :
بهش نزدیک میشین باهاش سر حرفو باز میکنین ولی مواظبین که چیزی تابلو از خودتون بروز ندین.

برای چی این روش کار میکنه ؟
برای اینکه اولین بار که میرین جلو این فکر رو القا نمیکنین بهش که این پسره اومده جلو که ...
و کاری میکنین که احساس راحتی کنه و یه جوری حفاظ خودشو بر داره

خوب حالا چرا اصلا بی علاقگی نشون بدیم وقتی که از یکی خوشمون اومده ؟؟؟
ببینید خانوما مخصوصا اونایی که خوشگلترن از صبح تا شب ممکنه پیشنهاد های زیادی داشته باشن
افراد زیادی باشن که گفتن چه چهره زیبایی داری، لباست ..، ساعتتون فلانه .. ؟؟ و ...
ممکنه شما از شانستون 7 مین نفری باشین که ازین جور حرفا میزنین !
خوب نا خواسته ممکنه پس زده بشین ! به همین راحتی .

میدونین مثل چی میمونه ؟ بعضی از گدا ها هستن که تا نزدیک میشن خودتونو یه جوری آماده میکنین که میدونین چی میخواد و قرار نیست چیزی بهش بدین!

پس سعی کنیم خودمونو بذاریم جای اونا و فکر کنیم چی میگن اگه به یکیشون مثلا بگیم : "امشب خوشگل شدیا"و ...
یه کار بدترش اینه که بهشون برسیم بگیم : "میتونم وقتتون رو بگیرم" "میشه با هم دوست بشیم" "میشه بیشتر آشنا بشیم " میشه شماره ....
هم اینکه ضایع میشین اگه بگه نه، هم ناراحت میشین، هم احتمال "نه" گفتنش میره بالا چون این کار اصلا زیرکانه نیست.

در مورد جملاتی برای آغاز کردن بحث و باز کردن سر صحبت بعدا حرف میزنیم مثل "میشه.." - "میتونم.." ...

 

خوب تا الان خنثی رفتار کردین ولی این کافی نیست
حالا که شرایط محیا شده بایستی سرگرم کننده باشین. نوبت شماست

در غیر اینصورت طرف ممکنه خسته و بو حوصله بشه و حواسش پرت یه چیز دیگه بشه اصلا. الان بر میگردیم به همون بحث Open کردن خودمون چشمک

موفق باشین


 


comment نظرات ()
 
باز کردن سر صحبت
نویسنده - ساعت ۱:٢٧ ‎ب.ظ روز ۳ مهر ۱۳۸۸
 

ازین به بعد بیایم بحث ها رو بیشتر پی بگیریم و سریعتر Update کنیم

بحثامون رو ادامه میدیم در رابطه با نزدیک شدن.
خوب ما از یکی خوشتون اومده
داریم فکرمیکنیم که چه جوری بریم جلو ؟
خوب چی بگیم بهش ؟
حالا اگه فرض کنیم به چیزایی برای گفتن داشته باشیم، چه جوری ادامه بدیم ؟
رابطه رو باید قوی تر کنیم و احتمالا کاری بکنیم که دوست داریم یعنی اگه حس میکنیم طرف هم یکم دلش باهامونه، خوب جذبش کنیم
...
در مورد هنر نزدیک شدن بحث می کنیم :
راههایی برای برقراری ارتباط با هر خانمی که دوسش داریم در هر مکان و زمانی که میخواهیم.
یه پروانه بالهاش رو بهم میزنه و از این طریق بگرده هایی که روی بالهاش قرار داره بر روی گلهای مجاور پخش میکنه. یه کرگدن از گردهای روی هوا عطسه بلندی میکنه که باعث میشه گله گورخرهایی که اون نزدیکی هستند بهم بریزه و پا به فرار بگذارن.
این گردش هوای ناشی از عطسه این کرگدن آغازگر یه طوفان میشه که روی اقیانوس جریان پیدا میکنه !!
خوب پرواز ها کنسل میشه و این باعث میشه دختر مورد علاقه شما اجبارا یک روز دیگه تو شهر بمونه !
توی یه جایی اتفاقی پیداش میکنین که دارن با دوستاش میگن و میخندن و یه چیزایی میخورن.
خوب حالا چی ؟!!
خوب میبینیم که تقدیر اینطوری بوده که دختر دلخواه رو در اون مکان خاص و در اون زمان و ... دیدیمش. از این به بعدش دیگه به عهده ماست که دست به کار شیم !
اما چیکار کنیم ؟
یه گوشه میشینی نیگاش میکنی و آرزو میکنی کاشکی حواسش به اینور هم پرت شه و بیاد سر حرف رو باز کنه ؟
یا میشینی بهش فکر میکنی که اگه اینجوری بشه ... ؟؟!! اگه با من دوست بشه .. اگه ...  آخرش هم هیچ کاری نمیکنی !!!
یا ...
خوب البته که هیچکدوم !
کار درست رو میکنی و اون اینه : تو بازش می کنی یا همون Open .
منظور از Open هیچ چیز دیگه ای نیست جز اینکه "نزدیک بشی بهش به منظور بیان هدفت در مکالماتی که باهاش داری"
با اینکار شرایط رو آماده می کنی برای مکالمات و روابط بعدی. اما چرا خیلی مهمه ؟ اینکه اگه اینکارو نکنی شانس اینکه دوباره ببینیش و یا باهاش ارتباط داشته باشی تقریبا صفره !
موفقیت توش هم نتایج درخشانی تو زمینه های مختلف میذاره. اینکه بخواین باهاش دوست بشین، ازدواج کنین، یا حتی رابطه ای کاری داشته باشین.


 


comment نظرات ()